عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
مقدمه مترجم 5
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
منذ أسبق الأيّام . و من اللّه سبحانه أسأل أن يسعدني فيما قصدت ، و أن يأخذ بيدى لما اردت ، و ان ينير به صحائف عملى يوم ورودى عليه ، و ان يثقّل به موازينى يوم فاقتى اليه ، انهّ اعظم مدعوّ و اكرم مرجوّ . و أنا الاحقر الحاجّ محمّد على الأنصارى القمىّ وفقّه اللّه تعالى ( لمراضيه و جعل مستقبله خيرا من ماضيه ) سبب ترجمه و نگارش كتاب شريف غرر الحكم و شرح حال مؤلف ( ره ) در اوائل سال يكهزار و سيصد و هفتاد و پنج قمرى مطابق سال يكهزار و سيصد و سى و پنج شمسى پس از اين كه از كار شرح و ترجمهء كتاب شريف نهج البلاغه عزيز بنظم و نثر فارغ شده و آن را بطرزى بديع در ده مجلّد بطبع رساندم ، نظرم اين بود كه چندى باستراحت پردازم تا تن را قوّتى و فكر را نيروئى پديد آيد ، اتّفاقا دو سه روزى بيش نگذشته بود كه بر حسب تصادف در يكى از مدارس قم وارد شده يكى از دوستان اهل علم كه جوان و سيّد مهذّبى بود مرا بحجره خويش دعوت كرد پذيرفتم بمحض نشستن همانطورى كه ديدن و دأب عشّاق علم و ادب و طلّاب فرهنگ و كتاب است بديدن قفسهء كتب پرداختم در ميان آنها كتابى قطور كه جلد كهنهء آن از قدمتش حاكى بود نظرم را جلب كرد آن را بيرون كشيده بمطالعهاش سرگرم گرديدم ، كتاب نه بلكه دريائى پر از گوهر و يا آسمانى پر از انجم و اختر يافتم كه ياقوتهاى فروزان و اختران تابانش ديدگان بيننده را در پرتو و لمعان انوار درخشانش خيره و مات مى ساخت ، لذّت و مسرّتى كه در آن دم براى من دست داد نگفتنى است ، باوّل آن مراجعه كردم بيشتر بر حيرت و تعجّبم افزوده گشت ، زيرا ديدم اين گنج شايگان كه برايگان بچنگ من افتاد و دولت ديدارش دست داد كتاب مستطاب ( غرر الحكم و درر الكلم ) از كلمات در حكم و آثار باب مدينهء علم الهى سيّد الفصحاء و امير البلغاء رئيس الموحّدين امام ابو الحسن حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب صلوات اللّه و سلامه عليه مىباشد كه در حدود 870 الى 900 سال پيش بهمّت يكى از بزرگان از علماء شيعه جمع و تدوين گرديده است ، علّت حيرت من اين بود كه چنين كتابى با اين نفاست كه در برابر فصاحت الفاظ و لطافت معانيش فصحاى جهان و حكماى دوران سر تسليم و تعظيم فرود مى آورند و در طول قرون گذشته بايستى مورد استفاده ملل اسلامى و پيروان مكتب علوى قرار گرفته باشد چرا اغلب ملّت اسلام از آن بى خبر است و مخصوصا در كشور شيعهنشين ايران كه در طبع و نشر كتب در سالهاى اخير شايد مقام سوّم جهانى را لااقلّ احراز كرده است ، چرا كسى به اين فكر نيفتاده است كه اين سخنان گرانمايه را كه زبان بيان از وصف هر يك از آنها درمانده و لال است ترجمه كند و در دسترس استفاده علاقهمندان بساحت مقدّس مرتضى على عليه السلام قرار دهد .